عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
300
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
است و تمام آنها در خانههاى كتوكى سكونت دارند و عمارات خشت و گلى ابدا در اينجا نيست غير از حسينيه و مسجدى كه مرحوم چراغ خان و والدهء امير درّان خان ساختهاند و بنهايت محقّر و فراخور حوصلهء محلّ مزبور است . قلعهء كهنوج 575 قلعه [ اى ] هم مرحوم سعيد خان بالاى تلّى در پنجاه [ و ] هفت سال قبل ساخته است كه تلّ آن تقريبا دويست ذرع ارتفاع دارد و تمامش سنگ و بنيان قلعه در نهايت استحكام [ است ] . و برج و باره خوب براى آن ساخته شده و سرزن تلهاى محقّر اطراف است و در وسط آن چاه عميقى كه زياده از دويست ذرع عمق دارد حفر كرده و به آب رساندهاند . سه دروازه به همهجهت و شانزده لوله برج در فصيل و نارنج قلعه دارد . و اوقاتى كه در اين نقاط اغتشاش بوده است قلعهء مزبوره در محلّ خود خيلى مفيد [ بوده ] و غالبا مرحوم سعيد خان خود و كسانش را در قلعهء مزبوره حفظ مىنموده است . ولى بعد از آن بهواسطهء شيوع امنيّت نور الدين خان پسرش آن را متروك گذاشته ، تا اين اوقات كه به حمد اللّه نعمت امنيّت طورى شايع شده كه امير درّان خان دو سه سال يك مرتبه به تماشاى آن قلعه هم نمىرود و به اين جهت تدريجا رو به انهدام گذاشته است . فرار شيخ سيف 576 و چون كهنوج سعيد خان از حدّ غرب جنوبى پنج فرسخ تا كردى خاك فارس « 1 » بيشتر فاصله ندارد و براى حفظ جان و مال اهالى اين حدود از اشرار عرب و بهارلوى . . . « 2 » فارس تعمير و نگاهدارى اين قلعه از لوازم است . چنانچه در چهل سال قبل شيخ سيف خارجىمذهب كه از اهالى مسقط بوده با جماعتى گزاف به خاك رودبار آمده و با نور الدين خان پدر [ 336 ] امير درّان خان مدّتها جنگيده و بهواسطهء همين قلعه نتوانسته است دستبردى كند و عاقبت شكست فاحش خورده و فرار نموده است .
--> ( 1 ) - اكنون جزو جيرفت محسوب است . ( 2 ) - دو كلمه را ناخوانده گذاشتم .